اگر اخیراً به کاتالوگ های فیبر نوری خیره شده اید، احتمالاً متوجه شده اید که کابل های شکسته MPO در همه جا ظاهر می شوند. و به دلایل خوب-این چیزها به نوعی قهرمانان گمنام کابل کشی مرکز داده مدرن هستند. اما نکته اینجاست: هر شرایطی نیاز به کابل شکستن ندارد. گاهی اوقات کابل تنه منطقی تر است. گاهی اوقات شما اصلا به MPO نیاز ندارید.
بنابراین اجازه دهید در مورد زمانی که واقعاً به یک کابل شکستگی نیاز دارید در مقابل زمانی که با چیز دیگری بهتر هستید، شما را راهنمایی کنم.

ایده اصلی در پشت کابل های بریک اوت
یک کابل خروجی MPO (بعضی از افراد آنها را کابلهای فنآوت یا کابلهای مهار مینامند-همان چیزی، نام دیگری دارد) آن کانکتور MPO فیبر چند{1}} بزرگ را از یک طرف میگیرد و از طرف دیگر آن را به کانکتورهای دوبلکس جداگانه تقسیم میکند. اگر با تجهیزات قدیمی تر کار می کنید، معمولاً کانکتورهای LC، گاهی اوقات SC، گاهی اوقات FC یا ST.
به این شکل فکر کنید: یک شلنگ باغچه ای دارید که در انتها به چندین شیلنگ کوچکتر منشعب می شود. یک اتصال{1}}با ظرفیت بالا به چندین اتصال کوچکتر تبدیل می شود.
عدد جادویی در اینجا معمولاً 8 فیبر یا 12 فیبر است، اگرچه نسخه های 16 فیبر و 24 فیبر را نیز خواهید دید. 8 فیبر MPO تا 4xLC احتمالا رایج ترین پیکربندی موجود در حال حاضر است.
سناریو 1: نقطه شیرین مهاجرت 40G به 10G
این دقیقاً جایی است که کابلهای شکسته بیش از همه میدرخشند.
شما یک سوئیچ با پورت های +40G QSFP دارید. اما سرورهای شما؟ آنها همچنان از اتصالات 10G SFP+ استفاده می کنند. چه کار می کنی؟
یک کابل 8{1}}فیبر MPO-LC این مشکل را به زیبایی حل می کند. یک فرستنده گیرنده 40G QSFP+ SR4 به انتهای MPO متصل می شود و سپس چهار اتصال 10G جداگانه در انتهای LC دریافت می کنید. هر جفت فیبر دارای یک کانال 10G (یک انتقال فیبر، یک دریافت فیبر) است.
همان داستان با 100G تا 25G. یک فرستنده گیرنده 100G QSFP28 SR4 می تواند با استفاده از همان نوع کابل به چهار اتصال 25G SFP28 برسد. بدون شوخی-همین کابل فیزیکی برای هر دو سناریو کار می کند. فرستنده و گیرنده ها در حال انجام کارهای سنگین در سمت سرعت هستند.
وقتی این منطقی است:
شما از معماری برگ-معماری ستون فقرات استفاده میکنید و سوئیچهای ستون فقرات شما دارای پیوندهای 40G/100G هستند، اما سوئیچها یا سرورها دارای پورتهای 10G/25G هستند.
محدودیت های بودجه به این معنی است که نمی توانید همه چیز را به یکباره ارتقا دهید
میخواهید استفاده از پورت را در سوئیچهای{0}}سرعت بالا به حداکثر برسانید

سناریوی 2: کابل کشی با چگالی بالا- بدون سردرد
اینجاست که جالب می شود.
در یک راهاندازی سنتی، اگر میخواهید 12 سرور را به یک سوئیچ متصل کنید، باید 12 کابل فیبر پچ را اجرا کنید. این 12 کابل است که از طریق مدیریت کابل شما میگذرد. 12 نقاط بالقوه شکست. 12 فرصتهایی برای کسی که به طور تصادفی چیز اشتباهی را جدا کند.
با کابل ترانک MPO که به یک پچ پنل و کابلهای شکسته در انتهای سرور اجرا میشود، یک اتصال ستون فقرات تمیزی دارید که قبلاً جنگل کابلی بود. شکست درست در جایی که به آن نیاز دارید-در سطح رک رخ میدهد.
من مراکز داده را دیدهام که در آنها فقط با تغییر به کابلکشی ساختیافته مبتنی بر MPO{1}} که در نقاط پایانی شکاف دارند، حجم کابل خود را حدود 70 درصد کاهش دادند.
چه زمانی از کابلهای Breakout در مقابل کابلهای Trunk استفاده کنیم
این همیشه مردم را گیج می کند، پس اجازه دهید واضح بگویم.
زمانی که:شما در حال اتصال دو نقطه هستید که هر دو دارای رابط MPO هستند. سوئیچ به سوئیچ. Patch panel به patch panel{2}}پورت G به پورت 100G. نوع اتصال در هر دو طرف یکسان است. ساده
زمانی که:یک طرف دارای یک رابط MPO (مانند یک فرستنده گیرنده-سرعت بالا یا پورت پچ پنل MPO) است و سر دیگر به اتصالات جداگانه نیاز دارد (مانند سرورهایی با پورت های استاندارد LC دوبلکس).
گزینه سومی نیز وجود دارد که به اندازه کافی درباره آن صحبت نمی شود: کابل های تبدیل MPO. اینها دارای کانکتورهای MPO در هر دو طرف هستند اما با تعداد فیبرهای مختلف. مانند یک MPO 24 فیبر که به سه پایه MPO 8 فیبر تقسیم می شود. برای سناریوهای تجمیع مفید است.
عصر 400G در حال تغییر است
یادداشت سریع در مورد اینکه همه اینها به کجا می رود.
فرستندههای 400G رایجتر میشوند و بازی کابلآوت را بیشتر میکنند. یک اپتیک 400G DR4 می تواند به چهار اتصال 100G DR برسد. یک DR8 800G می تواند به 8 کانال 100G منتقل شود.
رابط 16 فیبر MPO (گاهی اوقات MPO-16 نامیده می شود) در حال تبدیل شدن به استاندارد جدید برای برنامه های 400G است. اگر در حال برنامه ریزی زیرساخت ها برای چند سال آینده هستید، این را در نظر داشته باشید. شکاف های 8 فیبر و 12 فیبر از بین نمی روند، اما پیکربندی های 16 فیبر جایی است که رشد در حال وقوع است.
ملاحظات قطبیت (بله، این مهم است)
من قصد ندارم وانمود کنم که قطبیت هیجان انگیز است. اما اگر اشتباه متوجه شوید، لینک شما کار نخواهد کرد.
کابل های شکست MPO باید قطبیت مناسب را حفظ کنند تا سیگنال های ارسالی به پورت های دریافت صحیح برسند. با کابلهای شکست، وضعیت کمی پیچیده میشود، زیرا شما از یک کانکتور چند فیبر-به چندین اتصال دوبلکس میروید.
قطبیت نوع B به طور کلی برای استقرار اپتیک موازی توصیه می شود. هر فروشنده راهنمایی خاص خود را دارد و صادقانه بگویم، ایمن ترین روش این است که از یک روش قطبیت در کل مرکز داده خود استفاده کنید. اختلاط انواع قطبی به دنبال مشکل در هنگام عیب یابی است.
اکثر سازندگان اکنون اسناد واضحی ارائه میکنند که کابلهای شکست آنها از کدام نوع قطبیت پشتیبانی میکنند. اگر این کار را نکردند، قبل از سفارش بپرسید.

سؤال مستقیم{0}}اتصال در مقابل کابلکشی ساختاریافته
شما دو گزینه اصلی استقرار با کابلهای شکست را دارید.
ارتباط مستقیم:کابل شکست مستقیماً از پورت QSFP سوئیچ شما به پورت های SFP سرور شما اجرا می شود. ساده، سرراست، مناسب برای استقرارهای کوچکتر یا زمانی که تجهیزات نسبتاً نزدیک به هم هستند.
کابل کشی ساختاری:کابل شکست یک تکه از یک سیستم بزرگتر است. یک کابل ترانک MPO از سوییچ شما به یک پچ پنل اجرا می شود. کابل شکست، پچ پنل را به سرورهای شما متصل می کند. این یک نقطه اتصال اضافه می کند اما به شما انعطاف پذیری برای حرکت، اضافه کردن و تغییرات می دهد.
برای مراکز داده سازمانی، کابل کشی ساخت یافته تقریبا همیشه برنده است. برای استقرارهای کوچکتر یا محیط های آزمایشگاهی، اتصال مستقیم اغلب عملی تر است.
گفتگوی واقعی: زمانی که نباید از کابل های Breakout استفاده کرد
هر اتصال سریع-به یک شکست نیاز ندارد.
اگر هر دو انتهای پیوند شما 40G یا 100G با رابط های MPO هستند، به جای آن از کابل ترانک استفاده کنید.
اگر اتصالات با فاصله کوتاه{0}}در یک رک انجام میدهید و فقط به چند فیبر نیاز دارید، ممکن است پچکوردهای دوبلکس استاندارد سادهتر و ارزانتر باشند.
اگر تجهیزات شما از اپتیک BiDi (دو جهته) استفاده میکند که روی یک فیبر ارسال و دریافت میکند، کابلهای شکستگی اعمال نمیشوند.
همچنین، هزینه کابلهای بریکآوت برای هر پورت بیشتر از پچکوردهای منفرد مشابه است. ارزش ناشی از مزایای مدیریت کابل است، نه صرفه جویی در هزینه خام.
از دست دادن و عملکرد درج
این خیلی اوقات نادیده گرفته می شود.
هر اتصال دهنده در مسیر نوری شما از دست دادن درج را اضافه می کند. یک کانکتور MPO معمولاً بسته به کیفیت، 0.25dB تا 0.5dB تلفات را اضافه می کند. کانکتورهای LC در انتهای شکست نیز تلفات خود را اضافه می کنند.
برای برنامه های چند حالته 40G/100G SR4، شما حدود 1.5dB تا 1.9dB بودجه کل ضرر را برای کار دارید. به نظر زیاد می رسد، اما اگر چندین اتصال در مسیر خود داشته باشید یا اگر کانکتورهای شما کثیف باشند، می تواند به سرعت خورده شود.
به همین دلیل است که کانکتورهای MPO کم{0}}برای اپتیک موازی اهمیت بیشتری نسبت به کاربردهای دوبلکس سنتی دارند. کانکتورهای ارزان قیمت MPO میتوانند شما را در برابر محدودیتهای تلفات خود بالا ببرند.
انتخاب نوع فیبر
اکثر کابلهای شکسته در حالت چند حالته OM3 یا OM4 برای کاربردهای 40G/100G SR4 ارسال میشوند. OM5 (مواد سبز آهکی) قابلیت طول موج گسترده ای را برای برنامه های کاربردی SWDM اضافه می کند اما هزینه بیشتری دارد.
برای دسترسی طولانیتر، کابلهای تک حالته OS2 از فرستندههای PSM4 و DR4 پشتیبانی میکنند. این موارد کمتر رایج هستند اما با حرکت مراکز داده به سمت 400G اهمیت بیشتری پیدا می کنند.
کابل خود را با فرستنده و گیرنده خود مطابقت دهید. کابل شکست OM4 با اپتیک-تک حالت PSM4 هیچ سودی برای شما ندارد.

نظافت و بازرسی
نمی توان از این قسمت گذشت.
کانکتورهای MPO دارای چندین وجه انتهایی فیبر در یک کانکتور هستند. یک فیبر کثیف می تواند کل عملکرد لینک شما را کاهش دهد. و از آنجایی که کانکتورهای MPO چندین فیبر را به طور همزمان جفت می کنند، آلودگی به راحتی بین کانکتورها پخش می شود.
قبل از هر اتصال، بازرسی کنید. اگر کثیف است، تمیز کنید و دوباره-بازرسی کنید. این فقط یک تمرین خوب نیست-اگر می خواهید عملکرد قابل اعتمادی داشته باشید اجباری است.
فرآیند تمیز کردن MPO بیشتر از کانکتورهای استاندارد LC/SC درگیر است. شما نیاز به ابزارهای تمیز کننده تخصصی دارید که برای چند{1}} فیبرهای انتهایی طراحی شده اند. سعی نکنید با مواد تمیزکننده معمولی فیبر بداهه بسازید.
بسته بندی
کابل های شکست MPO جایگاه خاصی را در کابل کشی مرکز داده اشغال می کنند. آنها فاصله بین-اپتیک موازی با سرعت بالا و تجهیزات دوبلکس سنتی را پر می کنند. آنها برای سناریوهای{3}}سرعت مهاجرت و استقرار{4}}تراکم بالا ضروری هستند.
اما آنها یک راه حل جهانی نیستند. درک اینکه چه زمانی باید از آنها استفاده کرد-و چه زمانی به چیز دیگری رسید-یک طراحی کابل کشی تمیز و کارآمد را از یک آشفتگی گران قیمت جدا می کند.
اگر در حال برنامه ریزی برای استقرار 40G/100G با سرعت های مختلف تجهیزات هستید، کابل های شکست باید در رادار شما باشد. اگر در سرتاسر{3}}اتصالات با سرعت یکسانی انجام میدهید، احتمالاً ترانک بهترین گزینه برای شماست. و اگر فقط چند سرور را در یک آزمایشگاه وصل میکنید، بیش از حد فکر نکنید{5}}پچکوردهای استاندارد خوب هستند.
کابل مناسب برای کار مناسب. این واقعاً تمام چیزی است که در آن وجود دارد.