کدام راه حل های فیبر نوری mpo برای شرکت ها مناسب است؟

Nov 27, 2025

پیام بگذارید

 

من صادقانه خواهم گفت-وقتی کسی برای اولین بار در این مورد به من گفتاتصالات MPOسه سال پیش، من فکر می‌کردم که آنها فقط یک کلمه کلیدی دیگر در دریایی از کلمات اختصاری شبکه هستند. سپس من واقعاً یکی را در عمل در ارتقاء مرکز داده مشتری دیدم. دوازده فیبر. یک کانکتور. همین بود. آن زمان بود که همه چیز کلیک کرد.

اما اینجاست که جالب می شود (و صادقانه بگویم، کمی کثیف). هر سازمانی به یک تنظیم MPO نیاز ندارد. من شرکت‌هایی را دیده‌ام که در حالی که به سختی ترافیک 10G را فشار می‌دادند، مبالغ مضحکی را در کابل‌های تنه 48 فیبر ریخته‌اند. در همین حال، سازمان‌های دیگر در کنار اتصالات LC سنتی لنگ می‌زنند و نمی‌دانند که چرا فضای رک آنها سریع‌تر از بودجه‌شان ناپدید شد.

 

MPO Fiber Optic

 

مشکل تراکم هیچ کس به اندازه کافی در مورد آن صحبت نمی کند

 

بیشتر مقاله‌ها به شما شرح استانداردی را در مورد «برنامه‌های-با چگالی بالا» و «تصفیه{1}}آینده ارائه می‌دهند. مطمئناً، این بخشی از آن است. اما چیزی که آنها به شما نمی گویند این است که تراکم فقط به این نیست که چیزهای بیشتری را در فضای کمتر قرار دهید-هر چند این به تنهایی می تواند بر اساس آنچه من در استقرار در مقیاس های بزرگ دیده ام، تا 40٪ در استفاده از رک صرفه جویی کند.

مسئله واقعی؟ کابوس های مدیریت کابل شما می دانید که من در مورد آنها صحبت می کنم. آن لانه موش پشت قفسه های سرور شماست که هیچ کس نمی خواهد آن را لمس کند زیرا یک حرکت اشتباه و ناگهان نیمی از طبقه پایین می رود. راه‌حل‌های MPO این هرج و مرج را از بین می‌برند، زیرا به جای دوازده بار مجزا، با یک کابل تنه سروکار دارید. کمتر برای مدیریت، کمتر برای شکستن، کمتر برای نفرین کردن در طول تعمیر و نگهداری اضطراری ساعت 2 بامداد.

سال گذشته با یک شرکت خدمات مالی متوسط-با حدود 300 کارمند، سه دفتر کار کردم. آنها در حال گسترش دفتر مرکزی خود بودند و باید دو طبقه جدید را سیم کشی کنند. مهندس شبکه در مورد پایبندی به کابل کشی دوبلکس سنتی قاطعانه بود زیرا "این چیزی است که ما می دانیم." سه ماه پس از این پروژه، آنها از قبل بودجه بیشتری داشتند و با مسائل مربوط به جریان هوا در کمدهای ارتباطی خود سروکار داشتند. مشکل خود کانکتورها نبودند. این حجم انبوه مس و فیبر بود که محفظه های گرمایی ایجاد می کرد که تهویه مطبوع آنها نمی توانست از عهده آن برآید.

 

زمانی که 12-فیبر منطقی است (و زمانی که معنی ندارد)

 

این چیزی است که من را دیوانه می کند: همه به طور پیش فرض از مجموعه های MPO 12 فیبر استفاده می کنند که انگار تنها گزینه است. این نیست. اگر واقعاً به دنبال این هستید، پیکربندی‌های 8 فیبر، 16 فیبر، 24 فیبر و حتی 72 فیبر دارید.

برای اکثر شرکت‌ها-و من در مورد محیط شرکتی معمولی شما با شاید 500-2000 کارمند صحبت می‌کنم- راه‌اندازی‌های 12 فیبر MPO به نقطه خوبی رسید. شما ظرفیت کافی برای اتصالات 40G را بدون ساخت بیش از حد دارید. فرمت MTP-12 با فرستنده‌های QSFP+ که اکثر سوئیچ‌های سازمانی از سال 2015 از آن استفاده می‌کنند به زیبایی کار می‌کند؟ اوایل؟

اما (و این یک اما بزرگ است) اگر هنوز زیرساخت‌های 10G را اجرا می‌کنید و هیچ برنامه مشخصی برای ارتقاء در 18-24 ماه آینده ندارید، ممکن است MPO بیش از حد باشد. من می‌دانم که وقتی همه درباره مقیاس‌پذیری موعظه می‌کنند، به نظر غیرقابل تصور می‌رسد. گاهی اوقات عمل گرایی بر اثبات آینده-غلبه می کند. کابل خروجی MTP-LC می تواند این شکاف را به طور موقت پر کند و به شما امکان می دهد سوئیچ های جدید 40G را به تجهیزات قدیمی 10G متصل کنید. آیا ظریف است؟ نه. کار می کند؟ کاملا.

انواع 24-فیبر جایی هستند که چیزها برای استقرارهای بزرگتر جالب می شوند. مراکز داده آن‌ها را دوست دارند زیرا می‌توانید پهنای باند دیوانه‌کننده‌ای را در یک کابل جمع کنید-در حال صحبت از پیکربندی‌های نوری موازی 100G، 400G، حتی 800G هستیم. اما در یک شبکه پردیس سازمانی معمولی؟ این احتمالاً بیش از حد است مگر اینکه با ترافیک جدی شرق به غرب بین ساختمان‌ها یا سیستم‌های نظارت تصویری عظیم سروکار داشته باشید. من دانشگاه‌ها و مجتمع‌های بیمارستانی بزرگ را دیده‌ام که از ترانک‌های MPO 24 فیبر برای زیرساخت‌های ستون فقرات خود استفاده می‌کنند، به‌ویژه زمانی که ترافیک را از چندین ساختمان در یک کمد داده مرکزی جمع می‌کنند.

 

MPO Fiber Optic

 

بحث پانل کاست در مقابل برک آوت

 

اتفاقاً هیچ کس در این مورد موافق نیست. من در جلساتی شرکت کرده‌ام که در آن مهندسان تقریباً با ماژول‌های کاست و پچ پانل‌های شکست مواجه شده‌اند.

کاست‌های MPO این واحدهای محصور شده مرتب هستند-معمولاً 1U یا 2U- که به شما امکان می‌دهند کابل تنه MPO را به پشت وصل کنید و اتصالات LC جداگانه در جلو داشته باشید. آن‌ها وصل می‌شوند-و-پخش می‌شوند، که تا زمانی که متوجه شوید خود را در تعداد فیبر و پیکربندی قطبیت خاصی قفل کرده‌اید، عالی به نظر می‌رسد. آیا می خواهید قطبیت نوع A را به نوع B تغییر دهید؟ داری کاست جدید میخری آیا نیاز به افزایش مقیاس دارید؟ کاست بیشتر، فضای رک بیشتر.

پچ پنل‌های Breakout انعطاف‌پذیری بیشتری را ارائه می‌کنند اما نیاز به برنامه‌ریزی بیشتری دارند. شما اساساً آن تنه MPO را به جفت های فیبر مجزا تقسیم می کنید، که به شما کنترل دانه ای بر نحوه توزیع اتصالات می دهد. مبادله؟ پیچیدگی بیشتر در حین نصب، نقاط احتمالی خرابی بیشتر اگر قطبیت را درست دریافت نکنید (و به من اعتماد کنید، اشتباهات قطبی هستندگران قیمتبرای تعمیر).

من متوجه شده‌ام که شرکت‌های کوچک‌تر-شاید 200 کارمند یا کمتر-به کاست‌ها ترجیح می‌دهند زیرا استقرار را ساده می‌کنند. زمانی که تیم فناوری اطلاعات شما از قبل نازک شده است، چیزی برای کاهش تعداد نقاط تصمیم گیری وجود دارد. سازمان‌های بزرگ‌تر با کارکنان اختصاصی مهندسی شبکه، اغلب مسیر پانل‌های شکست را طی می‌کنند، زیرا برای انعطاف‌پذیری ارزش قائل هستند و به راحتی می‌توانند پیچیدگی اضافه شده را مدیریت کنند.

 

قطبیت: چیزی که باعث می شود همه چیز را زیر سوال ببرید

 

بسیار خوب، این سزاوار بخش خاص خود است زیرا قطبیت جایی است که استقرار MPO یا اوج می گیرد یا به طرز شگفت انگیزی سقوط می کند.

سه نوع وجود دارد: A، B، و C. نوع A مستقیماً-موقعیت‌های فیبر را حفظ می‌کند-فیبر 1 به موقعیت 1 در انتهای دیگر می‌رود. نوع B آرایه را کاملاً برمیگرداند. نوع C... صادقانه بگویم، نوع C عجیب و غریب است و بیشتر در ترانک-به-برنامه‌هایی خاص استفاده می‌شود که اکثر شرکت‌ها هرگز آنها را لمس نمی‌کنند.

استاندارد صنعت برای اکثر مراکز داده و استقرار سازمانی بر روی قطبیت نوع B با کابل کشی روش B تنظیم شده است. چرا؟ زیرا به طور طبیعی انتقال مناسب-برای-دریافت تراز را بدون نیاز به اتصالات متقاطع در هر نقطه حفظ می‌کند. اما اینجاست که اوضاع به هم می‌ریزد: اگر کابل‌های تنه از قبل پایان‌داده‌شده را از تولیدکنندگان مختلف بخرید، احتمال اینکه آنها از استانداردهای قطبیت متفاوت استفاده کنند، وجود ندارد، حتی اگر هر دو ادعای "تطابق با نوع B" داشته باشند.

من این را به سختی در طول ارتقاء شبکه بیمارستان یاد گرفتم. ما همه چیز را با دقت مشخص کردیم، از دو فروشنده مختلف سفارش دادیم تا در طول کابل های مختلف در هزینه صرفه جویی کنیم. روز نصب فرا می رسد و هیچ چیز کار نمی کند. چراغ های صفر لینک پس از چهار ساعت عیب‌یابی، متوجه شدیم که ایده یکی از فروشندگان در مورد قطبیت نوع B با دیگری مطابقت ندارد. الیاف از راه هایی که نباید عبور می کردند. ما مجبور شدیم کابل‌های جایگزین را سفارش دهیم و کل قطع را تغییر دهیم. ضربه زننده؟ هر دو فروشنده اصرار داشتند که از استانداردهای صنعت پیروی می کنند. آنها فقط تفسیرهای متفاوتی از آن استانداردها-بودند.

توصیه من؟ در صورت امکان برای کل استقرار MPO خود از یک سازنده معتبر استفاده کنید. صرفه جویی در هزینه های خرید در اطراف معمولاً به دردسرهای سازگاری نمی ارزد.

 

MPO Fiber Optic

 

حالت تک-در مقابل چند حالته در تنظیمات سازمانی

 

این باید ساده باشد، اما اینطور نیست.

فیبر چند حالته-به طور خاص OM3 و OM4-بر استقرار MPO سازمانی غالب است. ارزان‌تر است، برای فواصل کمتر از 300 متر (که بیشتر برنامه‌های کاربردی ساختمان را پوشش می‌دهد) کاملاً خوب کار می‌کند، و با فرستنده‌های مبتنی بر VCSEL که در اکثر تجهیزات شبکه سازمانی استاندارد هستند، به خوبی بازی می‌کند. به ویژه OM4 به انتخاب پیش فرض تبدیل شده است زیرا از 40G تا 400 متر و 100G تا 150 متر پشتیبانی می کند. برای یک پردیس شرکتی، این بیش از حد کافی است.

راه‌حل‌های MPO تک حالته وجود دارد، و در حال رشد هستند، اما هنوز در محیط‌های سازمانی نسبتاً جادار هستند. شما آنها را در{2}}برنامه‌های مسافت‌های طولانی‌تر{{3}که ساختمان‌ها را در یک محوطه بزرگ، شبکه مترو، شبکه‌های مترو وصل می‌کنند، می‌بینید. فیبر به خودی خود گران تر است، اتصال دهنده ها به تلرانس های سخت تری نیاز دارند (که به معنای هزینه های بالاتر است) و شما به اپتیک های فرستنده گیرنده مختلف نیاز دارید. مگر اینکه دویدن بیش از 500 متر داشته باشید یا در حال برنامه ریزی برای مقیاس پهنای باند واقعاً عظیم در آینده دور باشید، چند حالته برای اکثر شرکت ها منطقی تر است.

همچنین با راه‌حل‌های BiDi (دو جهته) MPO با استفاده از فیبر تک حالته، این میانه‌ی عجیب و غریب در حال ظهور است. آنها سعی می کنند با استفاده از مالتی پلکسی تقسیم طول موج، پهنای باند بیشتری را از طریق جفت فیبر کمتری عبور دهند. این فناوری هوشمندانه است، اما پذیرش در فضای سازمانی... کند بوده است. مراکز داده در حال آزمایش با آن هستند، ارائه دهندگان مخابراتی آن را دوست دارند، اما بخش فناوری اطلاعات شرکت متوسط ​​شما؟ آنها به اپتیک‌های موازی چند حالته-و{6}}آزموده‌شده و واقعی پایبند هستند.

 

تصمیم فسخ شده-در مقابل فیلد-

 

این یکی در واقع کاملاً واضح است-: از قبل-خاتمه دهید، مگر اینکه دلیل واقعاً، واقعاً خوبی برای این کار نداشته باشید.

اتصالات MPO پایان دهنده میدان از نظر فنی امکان پذیر است. تولید کنندگان کیت هایی برای آن می سازند. اما این کار دشواری است که نیاز به ابزارهای تخصصی، محیطی تمیز و صادقانه بیشتر از بسیاری از مردم دارد. دقت مورد نیاز برای تراز کردن 12 یا 24 فیبر به طور همزمان در فرول MT بسیار مضحک است. من تکنسین های آموزش دیده را تماشا کرده ام که 45 دقیقه را روی یک کانکتور صرف کرده اند، اما آن را با شکست در آزمایش مواجه کرده ام.

مجموعه‌های از قبل خاتمه‌یافته در کارخانه-ساخته شده، آزمایش شده، و با شماره‌های گمشده درج واقعی و تلفات برگشتی تأیید شده‌اند. بله، شما حق بیمه پرداخت می کنید. بله، شما باید طول کابل خود را با دقت بیشتری از قبل برنامه ریزی کنید. اما صرفه جویی در زمان در حین نصب و کاهش خطر شکست استقرار، آن را برای احتمالاً 95٪ از برنامه های سازمانی ارزشمند می کند.

استثنا؟ سناریوهای نصب واقعاً منحصربه‌فرد که در آن شما نمی‌توانید طول کابل را به‌طور دقیق پیش‌بینی کنید، یا موقعیت‌هایی که در آن اجرای کابل‌های {0}پیش از پایان از طریق مجرای موجود غیرممکن است، زیرا رابط‌ها جا نمی‌شوند. در این موارد، ممکن است نیاز داشته باشید که فیبر خام را بکشید و در{2}}سایت خاتمه دهید. اما حتی در آن زمان، من به سختی به این موضوع نگاه می‌کنم که آیا می‌توانید از مسیر مسیریابی متفاوتی استفاده کنید که راه‌حل‌های از قبل پایان‌یافته را در خود جای می‌دهد.

 

پیکربندی کابل تنه که در واقع مهم است

 

در اینجا یک راز کوچک کثیف وجود دارد: اکثر شرکت ها فقط به سه یا چهار پیکربندی مختلف کابل تنه MPO نیاز دارند تا احتمالاً 80٪ از نیازهای کابل کشی خود را برطرف کنند.

شما کابل های اصلی MPO-به-MPO را دارید. اگر احساس شجاعت می کنید، این ها بین پچ پنل ها، کاست ها یا مستقیماً بین سوئیچ ها اجرا می شوند. طول های متداول 5، 10، 15 و 30 متر هستند زیرا این فواصل بیشتر سناریوهای قفسه-تا-و کمد{10}}به{11}}را پوشش می‌دهند. مدیریت طول‌های کوتاه‌تر با اندازه‌های بوت کانکتور آزاردهنده است، طول‌های بلندتر معمولاً در محیط‌های معمولی سازمانی غیر ضروری هستند.

بسته به اینکه از چه کسی بخواهید،{0}}به{1}کابل‌های خروجی MPO به{1} LC-که کابل‌های مهار یا کابل‌های فن‌آوت نیز نامیده می‌شوند، وجود دارد. اینها برای انتقال بین زیرساخت‌های MPO با چگالی بالا و اتصالات سرور فردی یا تجهیزات قدیمی که همچنان از پورت‌های LC استفاده می‌کنند بسیار مفید هستند. یک MPO 12 فیبر به شش کانکتور LC دوبلکس تقسیم می شود. اینها نیروی کار شما برای اتصال آرایه‌های ذخیره‌سازی، سوئیچ‌های نسل قدیمی‌تر، هر چیزی که پیش از استانداردسازی MPO در تجهیزات سازمانی باشد، هستند.

برخی از استقرارها از ترانک های متقاطع MPO-به-MPO استفاده می کنند، اما راستش؟ اگر قطبیت خود را به درستی از قبل طراحی می کنید، به ندرت به کابل های متقاطع اختصاصی نیاز دارید. این بیشتر یک ابزار عیب یابی یا رفع اشتباهات قطبیت است تا یک جزء استاندارد.

 

MPO Fiber Optic

 

تست: قسمتی که هیچ کس نمی خواهد انجام دهد

 

باید اتصالات MPO را تست کنید. دوره برای من مهم نیست که آنها از قبل-از یک سازنده معتبر با گزارش های آزمایشی در جعبه فسخ شده باشند. به هر حال آنها را تست کنید.

سه آزمایش حیاتی عبارتند از بازرسی، تأیید قطبیت، و اندازه گیری تلفات درج. بازرسی در واقع به معنای نگاه کردن به انتهای فیبر-صورت با میکروسکوپ-بله، همه 12 یا 24 مورد است. آلودگی عملکرد نوری را سریعتر از هر چیز دیگری از بین می برد و اتصالات MPO به دلیل سطح فرول بزرگشان آهنرباهای آلودگی هستند.

تست قطبیت تأیید می کند که فیبر 1 شما واقعاً به موقعیت مناسب در انتهای دیگر متصل می شود. این به نظر اساسی می رسد، اما اشتباهات قطبی در تجربه من، علت شماره یک شکست پیوند MPO است. تسترهای تخصصی وجود دارند که می توانند همه موقعیت های فیبر را به طور همزمان بررسی کنند، که بسیار بهتر از بررسی دستی هر جفت فیبر با منبع نور و قدرت سنج است.

تست تلفات درج عملکرد نوری واقعی را اندازه گیری می کند. برای اتصالات MPO چند حالته سازمانی، معمولاً به دنبال کمتر از 0.5 دسی بل برای هر جفت اتصال جفت شده هستید، اگرچه مشخصات دقیق به نوع فیبر و درجه اتصال شما بستگی دارد. هر چیزی بیش از 0.75 دسی بل باید شما را مشکوک کند.

مشکل؟ تجهیزات تست MPO خوب گران است. یک پروب میکروسکوپ مناسب برای بازرسی MPO 3000-5000 دلار است. تسترهای قطبی خودکار می توانند 10000 دلار یا بیشتر را فشار دهند. شرکت های کوچک معمولاً این تجهیزات را در داخل ندارند، به این معنی که برای انجام آزمایشات کامل به پیمانکار کابل کشی خود متکی هستید. مطمئن شوید که به صراحت در قرارداد شما با معیارهای قبولی/عدم شکست خاص نوشته شده است، زیرا من نصب های زیادی را دیده ام که در آنها "تست" به معنای "ما آن را به برق وصل کردیم و چراغ پیوند روشن شد."

 

وقتی MPO معنی ندارد (بله، واقعا)

 

بیایید در مورد سناریوهایی صحبت کنیم که در آن MPO در واقع انتخاب اشتباهی است.

شعبه های کوچک با حداقل زیرساخت های فناوری اطلاعات. اگر یک سوئیچ 48 پورت و تعداد انگشت شماری اکسس پوینت دارید، خرج کردن پول برای زیرساخت MPO مانند خرید یک فراری برای رفت و آمد سه مایلی به محل کار است. از اتصالات دوبلکس LC سنتی استفاده کنید. آنها ارزان‌تر هستند، عیب‌یابی آسان‌تر هستند و کارمند فناوری اطلاعات محلی شما (که احتمالاً مشکلات چاپگر را نیز حل می‌کند) به دانش تخصصی نیاز ندارد.

محیط هایی با نیاز به پیکربندی مجدد دائمی. MPO در معماری‌های برگ، زیرساخت‌های نسبتاً ثابت-معماری مرکز داده-، کابل‌کشی ستون فقرات ساختمان، چیزهایی که یک بار نصب می‌شوند و به ندرت اصلاح می‌شوند، می‌درخشد. اما اگر در یک آژانس خلاق یا آزمایشگاه تحقیقاتی هستید که در آن توپولوژی شبکه ماهانه تغییر می کند، انعطاف ناپذیری ترانک های MPO به یک مسئولیت تبدیل می شود. شما نمی توانید به راحتی یک جفت فیبر را مانند کابل های دوبلکس جابه جا کنید.

ارتقا{0}محدودیت بودجه. زیرساخت MPO هزینه های اولیه بیشتری دارد. هزینه کابل ها بیشتر است، کانکتورها هزینه بیشتری دارند، هزینه نصب و راه اندازی بیشتر است (حتی با راه حل های از قبل پایان یافته)، تجهیزات تست هزینه بیشتری دارند. اگر واقعاً از مزایای چگالی یا پهنای باند استفاده نمی‌کنید، برای قابلیت‌هایی که به آن‌ها نیاز ندارید حق بیمه پرداخت می‌کنید. گاهی اوقات کابل کشی قدیمی دوبلکس LC پاسخ درستی است.

 

مدل استقرار سازمانی واقعی-جهانی

 

بنابراین یک استقرار معقول MPO در واقع برای یک شرکت معمولی چگونه به نظر می رسد؟

اکثر سازمان هایی که من با آنها کار می کنم از رویکرد ترکیبی استفاده می کنند. مرکز داده اصلی یا کمد شبکه مرکزی آن‌ها از زیرساخت‌های MPO به‌شدت-از کابل‌های ترانک بین سوئیچ‌های اصلی،{2}}پچ پانل‌های با چگالی بالا برای اتصالات سرور، شاید از برخی کاست‌های MPO برای خروج به رک‌های جداگانه استفاده می‌کند. اینجاست که مزایای تراکم واقعاً می درخشد زیرا شما در حال جمع آوری ترافیک از سراسر سازمان هستید.

اتصالات ستون فقرات بین IDFها (قاب های توزیع میانی) اغلب از MPO نیز استفاده می کنند، به خصوص در پردیس های چند ساختمان{{0}. یک تنه 12-فیبر یا 24 فیبر می‌تواند اتصالات بالا برای کمدهای متعدد را مدیریت کند، و به طور چشمگیری کابل‌کشی بین ساختمان را ساده می‌کند.

اما سپس-و این مهم است-آنها به کابل‌های دوبلکس LC سنتی برای آخرین پرش به دستگاه‌های پایانی منتقل می‌شوند. به سوئیچ‌ها، کنترل‌کننده‌های بی‌سیم، سرورهای فردی که بخشی از یک خوشه محاسباتی با چگالی بالا نیستند دسترسی داشته باشید. این آخرین{5}مایل اتصال جایی است که LC به دلیل انعطاف پذیری و ملاحظات هزینه هنوز برای اکثر سازمان ها منطقی تر است.

نتیجه نوعی معماری فیبر سلسله مراتبی است: MPO برای تجمع و ستون فقرات، LC برای توزیع و دسترسی. این به زیبایی همه جا MPO نیست، اما عملی و مقرون به صرفه است.

 

کیفیت ساخت: چرا بیشتر از آنچه فکر می کنید اهمیت دارد

 

همه کانکتورهای MPO یکسان ایجاد نمی‌شوند و تفاوت‌های کیفی فاحش است.

فرول MT{0}}آن قطعه مستطیلی که در واقع الیاف را نگه می‌دارد{1}}به تلورانس‌های تولیدی بسیار فشرده نیاز دارد. ما در مورد دقت سطح میکرونی -در موقعیت یابی فیبر و انتهای فرول-هندسه صورت صحبت می کنیم. کانکتورهای ارزان ممکن است دارای سوراخ‌های الیافی باشند که کمی خارج از مرکز-یا سطح انتهایی-به‌درستی صیقل داده نشده باشند، یا سوراخ‌های پین راهنما داشته باشند که به درستی تراز نمی‌شوند. این تغییرات کوچک در چندین نقطه اتصال ترکیب می شوند و می توانند بودجه نوری شما را کاملاً از بین ببرند.

کانکتورهای ممتاز MPO از تولیدکنندگانی مانند US Conec (که در واقع مارک تجاری MTP را دارند)، Corning، Senko-آنها به طور مداوم اعداد تلفات درج کمتر از 0.35 دسی بل را دریافت می کنند. اتصال دهنده های عمومی از تامین کنندگان مشکوک؟ من دیدم که آنها از 1.0 دسی بل خارج شده اند. در یک سناریوی اتصال چند{5}}هپ، این تلفات به سرعت افزایش می یابد.

کیفیت مسکن نیز مهم است. کانکتورهای بهتر از قطعات پلاستیکی یا فلزی مستحکم‌تری استفاده می‌کنند، آن‌ها کاهش فشار بهتری دارند، مکانیسم چفت در واقع پس از 50 چرخه اتصال به جای شل شدن و شل شدن، محکم می‌ماند. این جزئیات جزئی به نظر می رسند تا زمانی که مشکلات اتصال متناوب ناشی از کانکتوری را که به دلیل فرسوده شدن قفل کاملاً در جای خود قرار نمی گیرد، عیب یابی کنید.

 

انواع ژاکت و چرا تیم شما از امکانات مراقبت می کند

 

MPO Fiber Optic

 

این خسته کننده به نظر می رسد، اما در واقع مهم است.

کابل‌های تنه MPO در انواع مختلف ژاکت وجود دارند: PVC (پلی وینیل کلرید)، OFNP (دارای رتبه-پلنوم)، OFNR (رایزر-رایزر)، LSZH (هالوژن کم دود صفر). تفاوت در قوانین ساختمان و مقررات ایمنی آتش نشانی مهم است.

در آمریکای شمالی، اگر کابل‌ها را از فضاهای پلنوم -مناطق برگشت هوا در بالای سقف‌های افت‌دار یا زیر طبقات مرتفع- اجرا می‌کنید، قانوناً به کابل دارای رتبه‌بندی OFNP- نیاز دارید. این دستگاه طوری طراحی شده است که در صورت آتش گرفتن، بخارات سمی از خود ساطع نمی کند. کابل‌های درجه‌بندی{5}}رایزر (OFNR) برای شفت‌های عمودی بین طبقات هستند. کابل‌های روکش دار PVC معمولی فقط برای اجراهای افقی در فضاهای غیر{8}} قابل قبول هستند.

مدیر امکانات شما احتمالاً این موارد را بهتر از تیم فناوری اطلاعات شما می داند، اما ارزش بررسی در مرحله برنامه ریزی را دارد. من دیده‌ام که نصب‌ها در اواسط راه- متوقف شده‌اند زیرا پیمانکار کابل‌کشی نوع ژاکت اشتباهی آورده است و بازرس ساختمان امضا نمی‌کند. تأخیر هزینه دارد.

کابل‌های LSZH در اروپا و سایر بازارهای بین‌المللی به دلیل قوانین ایمنی آتش‌سوزی متفاوت رایج‌تر هستند، اما در آمریکای شمالی نیز، به‌ویژه در ساختمان‌های{0} با اشغال بالا، در حال گسترش هستند. قیمت آنها کمی بیشتر از کابل های پلنوم استاندارد است اما حاشیه ایمنی بیشتری را فراهم می کند.

 

مسیر مهاجرت از زیرساخت های میراث

 

بیشتر شرکت ها شبکه های سبز را ایجاد نمی کنند. شما زیرساخت‌های موجود دارید-احتمالاً مایل‌ها فیبر دوبلکس LC یا SC که به خوبی کار می‌کند. چگونه بدون لیفتراک{3}}به‌روزرسانی همه چیز به MPO مهاجرت می‌کنید؟

پاسخ شامل اتصال ترکیبی و صبر زیادی است.

ابتدا با استقرار زیرساخت MPO در مناطق محدود{0}تراکم خود شروع کنید. معمولاً این مرکز داده اصلی یا هسته اصلی شبکه شما است. برای ارتباط با تجهیزات موجود خود، از کابل‌های خروجی MTP-به-LC استفاده کنید. همانطور که سوئیچ ها به پایان عمر-- می رسند و با چرخ دنده های جدیدتری که دارای پشتیبانی بومی MPO هستند جایگزین می شوند، به تدریج وابستگی خود را به راه حل های شکست کاهش می دهید.

پیوندهای ستون فقرات بین ساختمان ها یا طبقات اغلب کاندیدهای خوبی برای پذیرش اولیه MPO هستند زیرا آنها نسبتاً از زیرساخت لبه شما جدا هستند. می‌توانید تعداد انگشت شماری از کابل‌های uplink LC دوطرفه را با یک تنه MPO بدون ایجاد اختلال در اتصال{1}} کاربر نهایی، تعویض کنید.

اشتباهی که می بینم سازمان ها مرتکب می شوند این است که سعی می کنند همه چیز را یکجا انجام دهند. آنها کابل‌های کاملاً کاربردی را برای نصب زیرساخت‌های MPO که هنوز تجهیزات لازم برای استفاده کامل را ندارند، جدا می‌کنند. سپس آنها با 100000 دلار ظرفیت فیبر استفاده نشده در آنجا می نشینند در حالی که کاربران واقعی آنها از عملکرد کمتر{4}}بیش از-شبکه شکایت دارند، زیرا بودجه به جای نقاط دسترسی بیشتر یا اتصال سریعتر به اینترنت، به دلیل ارتقاء زودهنگام زیرساخت ها کاهش یافته است.

مهاجرت تدریجی جذاب نیست، اما هوشمندانه است.

 

MPO Fiber Optic

 

قفل فروشنده{0}در نگرانی

 

این موضوع بحث برانگیز خواهد بود، اما تنوع فروشنده در استقرار MPO بیش از حد ارزیابی شده است.

قبلاً به مسائل مربوط به سازگاری قطبیت بین تولید کنندگان مختلف اشاره کردم. اما فراتر از این است. فیبر انتهایی-هندسه صورت، مشخصات فرول، تلورانس های محفظه-هر سازنده تفسیر خود را از "مطابق با استانداردها-" دارد که ممکن است به خوبی با تفسیر دیگران سازگار نباشد.

برای زیرساخت های حیاتی، استانداردسازی بر روی اجزای MPO یک سازنده به شما عملکرد قابل پیش بینی و عیب یابی ساده ای می دهد. بله، شما اهرم مذاکره برای قیمت گذاری را از دست می دهید. بله، شما تا حدودی به در دسترس بودن محصول و پشتیبانی آن فروشنده وابسته هستید. اما مزایای عملیاتی دانستن اینکه همه کانکتورهای شما به درستی جفت می شوند و عملکرد ثابتی را ارائه می دهند، بیشتر از خطرات زنجیره تامین برای اکثر شرکت ها است.

استثنا این است که شما به اندازه کافی بزرگ باشید که کارکنان مهندسی شبکه اختصاص داده ای داشته باشید که می توانند محصولات تولیدکنندگان متعدد را مدیریت کنند و اسناد دقیقی از آنچه می رود را حفظ کنند. گوگل می تواند این کار را انجام دهد. شرکت متوسط ​​500 نفری شما احتمالاً نباید تلاش کند.

 

آینده{0}}روندهایی که باید تماشا کنید

 

استانداردهای اترنت 800G در حال نهایی شدن هستند و به جای فرمت سنتی MPO-12، حول کانکتورهای MPO-16 ساخته شده اند. آیا این موضوع در حال حاضر برای شرکت ها مهم است؟ نه واقعا. بیشتر سازمان‌ها هنوز در حال انتقال به 40G هستند، برخی از 100G در هسته‌های خود استفاده می‌کنند، و 800G کاملاً در رده «شاید در پنج سال آینده» قرار دارد.

اما اگر در حال برنامه‌ریزی برای به‌روزرسانی زیرساخت‌های بزرگ در سال‌های 2025-2026 هستید و انتظار دارید که یک دهه طول بکشد، ممکن است ارزش این را داشته باشید که آیا اندازه مجرا و فاصله پانل شما می‌تواند با استقرار MPO-16 در آینده سازگار باشد یا خیر. کانکتورها کمی بزرگتر هستند که بر محاسبات چگالی پانل تأثیر می گذارد.

همچنین علاقه فزاینده ای به اتصالات MMC (چند کانال مینیاتوری) وجود دارد که حتی فشرده تر از MPO استاندارد هستند. آنها برای برنامه های کاربردی با تراکم فوق العاده-بالا- طراحی شده اند و از مکانیزم فشاری-کششی استفاده می کنند که کارکرد آن در فضاهای تنگ آسان تر است. پذیرش اولیه بیشتر در مراکز داده در مقیاس بزرگ بوده است، اما این فناوری می تواند در نهایت به موارد استفاده سازمانی نیز برسد.

راستش هر چند؟ برای اکثر شرکت‌ها، تمرکز بر اجرای صحیح فناوری MPO-12 فعلی، منطقی‌تر از تعقیب قالب‌های اتصال دهنده در حال ظهور است که ممکن است مورد پذیرش گسترده قرار گیرند یا نشوند.


در پایان روز، راه‌حل‌های فیبر MPO مناسب شرکت‌هایی است که با چالش‌های چگالی واقعی، برنامه‌ریزی برای رشد قابل توجه پهنای باند، یا مدیریت بسته‌های داده‌های متعددی که نیاز به اتصال متقابل قوی دارند، سر و کار دارند. آنها برای سازمان های کوچک با نیازهای شبکه ای ساده یا محیط هایی که نیاز به پیکربندی مجدد فیزیکی دائمی دارند، کمتر مفید هستند.

نکته جالب احتمالاً شرکت‌هایی با 300+ کارمند، ساختمان‌ها یا طبقات متعدد و زیرساخت شبکه‌ای هستند که در یک چرخه 5-7 ساله به‌روز می‌شوند. اینجاست که به جای باقی ماندن مزایای نظری در بروشور فروشنده، مزایای عملکرد هزینه در واقع تحقق می یابد.

اما مانند همه چیز در IT، "این بستگی دارد" دقیق ترین پاسخ تقریباً به هر سؤالی در مورد اینکه آیا MPO برای موقعیت خاص شما مناسب است یا خیر، باقی می ماند.

ارسال درخواست