
اگر زمانی را صرف خزیدن در رک های مرکز داده یا تصمیم گیری در مورد زیرساخت های فیبر کرده اید، از قبل سردرد را می دانید. همه جا کابل. تکنسین ها درباره زمان نصب گله می کنند. و این احساس آزاردهنده که باید راه بهتری وجود داشته باشد.
وجود دارد. و صادقانه؟ پاسخ ده ها سال است که به ما خیره شده است.
چیزی که هیچ کس در مورد فیبر مدرسه قدیمی-به شما نمی گوید
در اینجا چیزی است که در اکثر راهاندازیهای مخابراتی که هنوز کانکتورهای سنتی اجرا میکنند اتفاق میافتد: اگر ساختمان در دهه 90 سیمکشی شده بود، شما LC، SC، شاید برخی از اتصالات ST قدیمی دارید. هر کدام یک فیبر واحد را اداره می کنند. گاهی اوقات دو تا اگر اهل تجمل هستید.
اکنون تصویر اتصال دو پچ پنل 48 پورت را به تصویر بکشید.
این 48 کابل مجزا. 96 فیبر است. هر کدام به پایان خود، بازرسی خاص خود، نقطه شکست بالقوه خود نیاز دارند. من نصبکنندهها را تماشا کردهام که تمام روزها را - جمع - صرف اجرای کابلکشی ساده ستون فقرات میکنند. هزینه های نیروی کار به تنهایی باعث می شود که بخش های مالی به عرق سرد برسند.
و حتی بعد از آن من را در مدیریت کابل شروع نکنید. انبوه اسپاگتی که پشت آن درهای قفسه پنهان شده است؟ کابوس وار. جریان هوا خفه می شود. عیب یابی تبدیل به کاوش باستان شناسی می شود.
MPO را وارد کنید: وقتی مهندسان ژاپنی خسته شدند
داستان در واقع به اواسط-1980 برمیگردد، که اکثر مردم متوجه نمیشوند. NTT Corporation - مخابرات بزرگ ژاپنی - فناوری MT ferrule را توسعه داد. آنها به آن برای خدمات تلفنی مصرف کننده، از همه چیز، نیاز داشتند. گاهی اوقات بهترین نوآوری های صنعتی از حل مشکلات پیش پا افتاده ناشی می شود.
راکانکتور MPOدر اوایل دهه 1990 ظاهر شد و بر این پایه بنا شد.
چیزی که آن را متفاوت می کرد، از نظر مفهومی پیچیده نبود. به جای یک فیبر در هر کانکتور، شما چندین فیبر را در یک فرول مستطیلی قرار می دهید. هشت دوازده. بیست-چهار. امروزه برخی از تنظیمات تا 72 فیبر را در یک رابط اجرا می کنند.
ریاضیات احمقانه آشکار می شود. آن 48 کابل بین پچ پنل را به خاطر دارید؟ با اتصالات MPO-12، این عدد به هشت کابل کاهش می یابد. MPO-24؟ چهار
چهار کابل کار 48 را انجام می دهند.

اما آیا واقعاً خوب کار می کند؟
اینجاست که مردم دچار تردید می شوند. الیاف بیشتر در کنار هم باید به معنای مشکلات تراز بیشتر باشد، درست است؟ از دست دادن سیگنال بیشتر؟ سردرد بیشتر؟
نگرانی دیوانه کننده نیست کانکتورهای اولیه MPO ... مشکلاتی داشتند. برآمدگی های تصادفی می تواند اشیا را از هم تراز خود خارج کند. بی ثباتی سیگنال برخی استقرارها را تحت تأثیر قرار داد. مهندسان هشدارها را زمزمه کردند.
سپس اصلاحات آمد.
US Conec کانکتور MTP Elite خود را در سال 1999 با کاهش چشمگیر تلفات درج معرفی کرد. تکنولوژی به تکامل ادامه داد. طرحهای فرول شناور ظاهر شد که تماس فیبر را حتی زمانی که محفظههای رابط در مقابل یکدیگر میچرخید، حفظ میکرد. دقت بهتر شد تحمل ها سخت تر شد.
رابطهای MPO مدرن اکنون به نرخهای تلفات درج میرسند که با آنچه اتصالهای فیبر واحد-در چند سال پیش مدیریت میکردند رقابت میکند. ما زیر-0.35 دسی بل برای مجموعه های با کیفیت بالا صحبت می کنیم. این یک معجزه مرزی برای فناوری چند فیبر است.
بازی چگالی (و چرا مراکز داده بسیار اهمیت می دهند)
در اینجا یک عدد است که باید شما را مکث کند: 864.
این همان تعداد فیبر است که یک محفظه MTP می تواند در یک فضای 1U جای دهد. برای مقایسه؟ همان 1U با اتصالات LC دوبلکس شاید 144 فیبر را در خود جای دهد.
شش برابر ظرفیت. همان ردپای فیزیکی
برای مراکز داده فوق مقیاس - فیس بوک و گوگل و آمازون که مقادیر نامفهومی از داده را پردازش می کنند - داشتن این کار خوب نیست--. این بقا است. فضای کف هزینه دارد. هر واحد رک مهم است. هر مسیری که از طریق سینی کابل می گذرد نشان دهنده املاک و مستغلات است.
هنگامی که در حال ساخت تاسیساتی هستید که مگاوات برق مصرف می کنند و روزانه پتابایت ها را جابه جا می کنند، تصمیمات زیرساختی ترکیب می شوند. MPO کمتر در مورد راحتی و بیشتر در مورد اینکه آیا استراتژی توسعه شما حتی از نظر فیزیکی امکان پذیر است یا خیر می شود.
اپتیک موازی همه چیز را تغییر داد

خوب، اینجاست که به درستی جالب می شود.
انتقال فیبر سنتی مانند یک خط بزرگراه کار می کند. یک مسیر، یک سیگنال. خوب کار می کند تا زمانی که به سرعتی بیشتر از آنچه که این فناوری می تواند روی یک فیبر تکی تحمل کند نیاز داشته باشید.
اپتیک موازی رویکردی کاملا متفاوت دارد. به جای اینکه یک فیبر با صدای بلندتر فریاد بزنید، انتقال را به طور همزمان بین چندین فیبر تقسیم می کنید. انتقال چهار فیبر با سرعت 25 گیگابیت بر ثانیه، در مجموع 100 گیگابیت بر ثانیه به شما می دهد. هشت فیبر با سرعت 100 گیگابیت در ثانیه سرعت 800 گیگابیت در ثانیه را برای شما به ارمغان می آورد.
کانکتورهای MPO اساساً برای این کار ساخته شده اند.
مشخصات 40GBASE-SR4 و 100GBASE-SR4 از 8-پیکربندی فیبر استفاده میکنند - چهار انتقال، چهار دریافت. رابط درست همانجاست و منتظر است. 400برنامههای G به همین روش کار میکنند. 800G از MPOهای 16 فیبری با هشت خط در هر جهت با سرعت 100 گیگابیت بر ثانیه در هر خط استفاده میکند.
و 1.6 ترابیت؟ قبلاً با استفاده از پیکربندیهای 16 فیبر با 200 گیگابیت بر ثانیه در هر خط مشخص شده است.
فرمت رابط فقط همگام نیست. این پایه و اساس سرعت هایی است که اکثر شبکه ها هنوز به آن دست نیافته اند.
نصب: بخشی که در آن مردم واقعاً پول پس انداز می کنند
قبلاً به هزینه های نیروی کار اشاره کردم. بیایید مشخص باشیم.
پایانه های سنتی نیاز به دست زدن به فیبر فردی دارند. هر اتصال نیاز به بازرسی،{1}}بازرسی مجدد احتمالی، مستندات دقیق دارد. یک تکنسین ماهر که با دقت کار می کند ممکن است در شرایط بهینه - چه - شاید 20-30 فیبر در ساعت را خاتمه دهد؟
نصبهای MPO با استفاده از کابلهای ترانک از قبل پایاندار-؟ همان تکنسین می تواند 144 فیبر را در مدت زمانی که قبلاً برای کسری از آن زمان می برد، مستقر کند.
ریاضیات بر اساس پیچیدگی نصب متفاوت است، اما برآوردها نشان می دهد که 50-75٪ کاهش در زمان استقرار در مقایسه با رویکردهای سنتی وجود دارد. برخی از فروشندگان در سناریوهای ایده آل اعداد حتی تهاجمی تری را ادعا می کنند.
این جادو نیست. این فقط ... هندسه است. ارتباطات فیزیکی کمتر به معنای فرصت کمتر برای اشتباهات است. معماریهای Plug-و-بازی اکثر پایانههای میدان را به طور کامل حذف میکنند. دقت در کارخانه تحت شرایط کنترل شده اتفاق می افتد.
مشکل قطبیت (چون هیچ چیز عالی نیست)
هشدار منصفانه: MPO عوارضی را معرفی می کند که با اتصالات دوبلکس ساده وجود ندارند.
قطبیت - تضمین می کند که فرستنده ها به درستی به گیرنده ها متصل می شوند - وقتی 12 یا 24 فیبر را از طریق یک رابط مدیریت می کنید، واقعاً مشکل می شود. استاندارد TIA-568 سه روش قطبیت متفاوت (نوع A، B و C) را تعریف می کند، که هر کدام دارای تنظیمات کابل و الزامات آداپتور خاصی هستند.
آنها را مخلوط کنید؟ سیگنال ها به جایی نمی رسند. یا بدتر، آنها به جایی اشتباه می روند.
اشتباهات استقرار بیشتر از آنچه سازندگان دوست دارند اعتراف کنند اتفاق می افتد. تکنسین هایی که با مدیریت قطبیت MPO آشنا نیستند، می توانند مشکلات عیب یابی ساعت ها را برطرف کنند که بلافاصله با اتصال دهنده های سنتی آشکار می شود.
این یک معامله شکن نیست. مستندات خوب، آموزش مناسب، و تجهیزات تست با کیفیت به آن رسیدگی می کنند. اما تظاهر به اینکه منحنی یادگیری وجود ندارد، ناصادقانه خواهد بود.
حالت تکی-در مقابل چند حالته: میدان جنگ خود را انتخاب کنید

MPO برای هر دو نوع فیبر کار می کند، اما کاربردها به طور قابل توجهی متفاوت است.
چند حالته بر اتصالات مرکز داده کوتاه-دسترس غالب است. 100-150 متری که در معماریهای برگی و ستون فقرات رایج است، کاملاً با حالت چند حالته OM4 و OM5 مطابقت دارد. اکثر استانداردهای اپتیک موازی چند حالته را فرض می کنند.
MPO تک حالته برای دسترسی طولانیتر و برنامههای نوظهور مانند 5G fronthaul وجود دارد. تلورانس ها سخت تر، هزینه ها بیشتر و الزامات بازرسی دقیق تر است. پرداخت APC (تماس فیزیکی زاویه دار) برای به حداقل رساندن بازتاب پشت مهم است.
اگر زیرساخت شما ساختمانها یا محوطههای دانشگاهی را در بر میگیرد، MPO تک حالته شایسته توجه جدی است. اگر همه چیز در فاصله 100 متری زندگی کند؟ چند حالته
احتمالاً با هزینه{0}}منفعت برنده می شود.
واقعیت آزمایش
در اینجا چیزی است که سازمان ها را غافلگیر می کند: آزمایش پیوندهای MPO به درستی به تجهیزات تخصصی نیاز دارد.
شما نمی توانید فقط یک عیب یاب بصری را بگیرید و آن را از طریق - بتابانید. موقعیت های فیبر موازی اجازه تأیید تصویری ساده را نمی دهد. محدوده های بازرسی خودکار طراحی شده برای اتصال دهنده های آرایه ضروری است. تمیز کردن پیچیدهتر میشود، زیرا با 12+ فیبرهای انتهایی که در یک ردیف قرار گرفتهاند سروکار دارید.
آلودگی روی هر فیبر واحد در آرایه می تواند کل پیوند را تخریب کند. استانداردهای بازرسی (IEC PAS 61755-3-31) پارامترهای هندسه سطح انتهایی از جمله ارتفاع برآمدگی فیبر و محدودیتهای دیفرانسیل در سراسر آرایه را مشخص میکنند.
مجموعه های تست خوبی از فروشندگان عمده وجود دارد. بودجه برای آنها. در واقع از آنها استفاده کنید. حالت های شکست در استقرار MPO آزمایش نشده به سرعت گران می شوند.
وقتی MPO معنی ندارد
هر نصبی از MPO سود نمی برد. ارزش بیان واضح دارد
شبکه های اداری کوچک با ده ها اتصال؟ احتمالاً اقتصاد آن را توجیه نمی کند. هزینه سخت افزار کانکتور در هر ترمینال بیشتر از LC یا SC است. سرمایه گذاری تجهیزات تست در حجم های کم معنی ندارد. پیچیدگی قطبیت ریسک را بدون پاداش مربوطه معرفی می کند.
محیطهای قدیمی با زیرساختهای دوبلکس مستقر نیز با چالشهای ارتقاء مواجه هستند. شما نمی توانید فقط کانکتورها را عوض کنید - فرستنده گیرنده، وصله پانل و معماری ستون فقرات همگی نیاز به تراز دارند.
و محیط هایی که نیاز به پیکربندی مجدد مکرر در سطح پچ دارند؟ اتصالات دوبلکس انفرادی انعطافپذیری را ارائه میدهند که{0}}سیستمهای MPO مبتنی بر تنه آن را قربانی میکنند.

5G و AI Wrinkle
چیزی در مخابرات و محاسبات فرامقیاس در حال رخ دادن است که مفروضات زیرساخت را تغییر می دهد.
استقرار 5G به تراکم فیبری نیاز دارد که کانکتورهای سنتی برای ارائه کارآمد آن تلاش می کنند. سایت های سلولی تکثیر می شوند. اتصالات فرانت هال زیاد می شود. تعداد فیبر در هر نصب همچنان بالا می رود.
بارهای کاری هوش مصنوعی - و من صحبت میکنم خوشههای استنتاج جدی، نه رباتهای چت - تراکم پهنای باندی را میطلبند که فراتر از چیزی است که حتی استانداردهای فعلی پیشبینی میکنند. الگوهای ترافیک شرقی-غربی در محیطهای محاسباتی سنگین GPU{4}} نیازمندیهای اتصالی را ایجاد میکنند که شبیه شبکههای سنتی سازمانی نیست.
ظرفیت MPO برای ادغام شمارش فیبر در رابط های قابل مدیریت، آن را به طور مستقیم در هر دو مسیر قرار می دهد. ارائه دهندگان ابری که زیرساخت های هوش مصنوعی را ایجاد می کنند، به طور تصادفی MPO را انتخاب نمی کنند.
جایی که این می رود بعدی
کانکتورهای فرم بسیار کوچک MPO در حال حاضر در حال ظهور هستند. SN-MT از Senko و MMC از US Conec تقریباً سه برابر تراکم MPOهای 16 فیبر سنتی را بدست می آورند. وقتی 800G روتین شود و 1.6T در محیط های تولید ظاهر شود، این رابط های کوچک اهمیت خواهند داشت.
فرستنده و گیرنده های متحرک -اپتیک بسته بندی شده - مستقیماً روی ASIC سوئیچ - ممکن است در نهایت الزامات اتصال را در سطح برد تغییر دهد. اما کابل کشی رک-به-راک؟ این قلمرو MPO برای آینده قابل پیش بینی است.
فناوری اتصال دهنده ای که در دهه 1980 ژاپن شروع به حل مشکلات تلفن کرد، برای زیرساخت های پشتیبانی از خدمات دیجیتال جهانی اساسی شده است. بد نیست برای چیزی که اکثر مردم هرگز در مورد آن نشنیده اند.
برقراری تماس
بنابراین آیا باید MPO را انتخاب کنید؟
اگر در حال ساختن یا ارتقای زیرساخت مرکز داده با پشتیبانی از سرعت بیش از 10G هستید - احتمالاً بله. اگر از اپتیک های موازی 40G، 100G، 400G استفاده می کنید - قطعاً بله. اگر تراکم کابل، زمان نصب، یا مقیاسپذیری در میان نگرانیهای اصلی شما قرار میگیرد -، ریاضیات به شدت از آن حمایت میکند.
اگر در حال اداره یک دفتر کوچک هستید یا به حداکثر انعطاف پذیری در هر نقطه وصله نیاز دارید؟ کانکتورهای سنتی ممکن است بهتر به شما خدمت کنند.
تصمیم جهانی نیست متنی است. اما برای محیطهایی که MPO به گونهای طراحی شده است که زیرساختهای زیرساختی - با تراکم،-بالا-سرعت بالا-قابلیت اطمینان بالا- در هزاران استقرار در طول سه دهه ارائه شود.
گاهی اوقات پاسخ به "چرا این را انتخاب کنید؟" به سادگی این است که هیچ چیز دیگری به خوبی برای آنچه شما واقعاً سعی در انجام آن دارید کار نمی کند.
کابل ها به بازاریابی اهمیتی نمی دهند. آنها فقط نیاز به اتصال دارند. MPO واقعاً در این کار خوب است.