
در تکامل بی امان معماری مرکز داده،آداپتورهای MPOبی سر و صدا جایگاه مهمی را اشغال کرده و شکاف بین کابلکشی فیبر{0} با چگالی بالا و تقاضای سیری ناپذیر برای شبکههای سریعتر و مطمئنتر را پر میکند. برخلاف کانکتورهای آشنای LC یا SC، MPOها برای مدیریت چندین فیبر در یک کانکتور منفرد، اغلب دوازده یا بیست- طراحی شدهاند که به مهندسان اجازه میدهد زیرساختهای پیچیده را در فضاهای بهطور شگفتآوری تنگ فشرده کنند. اهمیت آنها همیشه آشکار نیست، اما در محیطهایی که پهنای باند در صدها گیگابیت اندازهگیری میشود، هر کسری از دسیبل در از دست دادن یا ناهماهنگی درج میتواند در یک سیستم با پیامدهای ملموس موج بزند.
مولتی پلکس در یک قاب کوچک
ظرافت MPO در مینیمالیسم آن است. دوازده الیاف، گاهی اوقات بیست-چهار، در یک فرول منفرد. این فقط در مورد کمیت نیست. این در مورد دقت تراز است. حتی انحرافات زاویه ای جزئی در رابط رابط می تواند منجر به بازتاب سیگنال شود که به تاخیر و خطاهای بسته تبدیل می شود. فیبرهای تک حالت-و چند حالته تحت این تلورانس ها رفتار متفاوتی دارند. یک نگاه معمولی ممکن است تفاوت را نادیده بگیرد، اما برای یک ستون فقرات 400G، حتی یک MPO چند حالته نادرست میتواند به گلوگاهی تبدیل شود که هیچکس انتظارش را نداشت. مهندسان اغلب بحث میکنند که آیا بیش از-مشخص کردن مؤلفهها یا اعتماد به کالیبراسیون دقیق{10}}مناظرهای که برنده مشخصی ندارد، فقط{11}}در هزینه، ریسک و فضای فیزیکی است.
قطبیت یک پیچیدگی آرام است
اگر تا به حال به یک پچ پنل خیره شده اید و فکر می کنید "چقدر می تواند سخت باشد؟" MPO شما را متواضع خواهد کرد. قطبیت-نقشهبرداری فیبرهای ارسال و دریافت-میتواند حتی دستهای با تجربه را نیز گیج کند. نوع A، نوع B، نوع C{4}}حروف خود بیگناه به نظر میرسند، اما استفاده از نوع نامناسب روی یک سوئیچ ستون فقرات میتواند یک قفسه دنده جدید را تقریباً بیصدا کند. گاهی اوقات میبینید که کل استقرار ساعتها متوقف میشود، تکنسینها فیبرها را از طریق کاستها و سینیها برای تأیید همترازی مجدد ردیابی میکنند. این یک یادآوری است که MPO به طرز فریبنده ای ساده است: از نظر بصری کوچک، اما از نظر عملیاتی پیچیده.
از دست دادن، بازتاب، و هنر ظریف تمیز کردن
هیچ مکالمه ای در مورد MPO ها بدون اذعان به وسواس تمیزی کامل نمی شود. کثیفی روی فرول مانند زمزمه ای است که از فاصله دور تبدیل به فریاد می شود. اعداد از دست دادن درج و بازدهی آکادمیک نیستند-آنها سلامت مسیر نوری را در دنیای واقعی منعکس میکنند. UPC در مقابل پولیش APC در اینجا کاربرد دارد، با APC که انعکاس پشت را به طور چشمگیری کاهش می دهد، اما به قیمت تولید و جابجایی پیچیده تر. تمیز کردن ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد، اما یک کانکتور MPO نادیده گرفته شده می تواند ماه ها طراحی دقیق را خنثی کند.
داستان های استقرار
در عمل، آداپتورهای MPO در داخل کاست ها، پانل ها یا قاب های مدولار قرار می گیرند که اغلب تا زمانی که مشکلی به وجود می آید فراموش می شوند. تراکم آنها هم نعمت است و هم لعنت; یک سینی واحد می تواند تعداد فیبرهای معادل چندین قفسه اتصالات قدیمی LC را حمل کند. اما تراکم شکنندگی می آورد. نقض شعاع خمیدگی، کاهش فشار نامناسب یا کابلکشی عجولانه میتواند عملکرد را به شیوههایی به خطر بیاندازد که ردیابی آن دشوار است. حکایتهای تیمهای مرکز داده اغلب نشان میدهند که «سادهترین» نصب MPO میتواند بیشترین خطا را داشته باشد-مستعد-بهخصوص زمانی که قضاوت انسان با جنگلی از رشتههای فیبر مواجه میشود.
رو به جلو-ملاحظات فکری
با نگاهی به آینده، آداپتورهای MPO بی سر و صدا برای پشتیبانی از استانداردهای شبکه نسل بعدی- قرار گرفته اند. همانطور که 800G و فراتر از آن در افق ظاهر می شود، نقش آداپتور از اتصال صرف به یک ابزار دقیق تنظیم شده برای متعادل کردن یکپارچگی سیگنال، کارایی استقرار و مقیاس پذیری تغییر می کند. طرحهای مدولار، پیوندهای موازی چند فیبر{4} و برنامهریزی دقیق قطبیت و نوع فیبر دیگر اختیاری نیستند-آنها ضروری هستند. با این حال، عنصر انسانی غیرقابل پیش بینی باقی می ماند. هیچ اتوماسیون، هیچ نظارت نرم افزاری{8}}تعریف شده نمی تواند به طور کامل جایگزین دقت لمسی مهندس در بازرسی فرول ها در زیر میکروسکوپ شود.
آداپتورهای MPO، در اصل، قهرمانان فریبنده دنیوی شبکه های مدرن هستند. آنها خواستار توجه به جزئیات کوچک و پاداش برنامه ریزی دقیق با توانایی فشرده سازی اتصالات عظیم در قاب های زیبا و قابل مدیریت هستند. در چشم انداز مراکز داده در حال تکامل، آنها بی سر و صدا به ما یادآوری می کنند که هر رابط کوچک، هر فیبر نامناسب، و هر چهره انتهایی صیقلی اهمیت دارد.