به هر تأسیسات فوق مقیاس ساخته شده در پنج سال گذشته بروید و زیرساخت کابل کشی داستان خاصی را بیان می کند. روزهایی که تکنسینها ساعتها صرف پایان دادن به کانکتورهای LC یا SC جداگانه در-سایت-فیبر به فیبر، اتصال به اتصال میکردند، گذشته است. کانکتورهای فشاری چند فیبر-روشن (MPO) اساساً نحوه نزدیک شدن ما به اتصالات با تراکم بالا را تغییر دادهاند و آنچه را که در غیر این صورت 12، 24 یا حتی 48 پایانه فیبر مجزا میشد در یک رابط جفت شونده یکپارچه میکند. اما اینجاست که همه چیز جالب می شود: پاسخ به اینکه آیااتصالات MPOدر واقع کاهش پیچیدگی بستگی به این دارد که کدام لایه از زیرساخت را بررسی می کنید.
برهان تحکیم
از دیدگاه مدیریت کابلی محض، ریاضیات قانع کننده است. یک کابل منفرد 24{4}}فیبر MPO که بین پچ پنلها اجرا میشود، جایگزین چیزی میشود که معمولاً به 12 کابل دوبلکس مجزا نیاز دارد. این باعث تراکم کمتر مسیرها، بهبود جریان هوا در فضاهای کابینت میشود، و-این موضوع بیش از آنچه مردم تصور میکنند اهمیت دارد-حرکات، اضافهها و تغییرات بسیار سریعتر در طول عملیات معمولی. مونتاژهای از پیش پایان یافته از کارخانه قبلاً آزمایش شده ارسال می شوند، که متغیرهای پایان میدان را که استقرارهای سنتی را آزار می دهند حذف می کند.
من تکنسینها را تماشا کردهام که یک ردیف کامل از کابینتها را در یک بعدازظهر با استفاده از سیستمهای کابلکشی ساختیافته مبتنی بر MPO- آوردهاند. استقرار یکسان با فیبر سنتی{2}}خاتمه یافته چند روز طول می کشید. برای اپراتورهای مرکز داده که تحت فشار برای تامین سریع ظرفیت هستند-و این اساساً همه افرادی هستند که اکنون با حجم کاری هوش مصنوعی تقاضای بیسابقهای دارند-این سرعت نصب نشاندهنده مزیت عملیاتی واقعی است.
هنگامی که مقیاس می کنید، چگالی به نفع ترکیب است. یک برنامه 40G SR4 را در نظر بگیرید: به چهار جفت فیبر نیاز دارد که هر جفت با سرعت 10 گیگابیت در ثانیه در یک رابط 8{7}}فیبر MPO ارسال میشوند. اجرای هشت کابل دوبلکس مجزا از دیدگاه مدیریتی پوچ خواهد بود. رویکرد اتصال چند فیبر، اپتیک موازی را به روشی که قبلاً عملی نبود، امکان پذیر می کند.
جایی که سادگی پیچیده می شود
اما-و همیشه در فیبر نوری{1}}سیستمهای اتصال MPO دستهبندی خاص خود را از سردردهایی که در دنیای دوبلکس وجود نداشت، وجود دارد.
مدیریت قطبیت در بالای این لیست قرار دارد. هنگامی که با 12 یا 24 موقعیت فیبر در یک کانکتور سر و کار دارید، اطمینان از اینکه کانال های انتقال در یک انتها به درستی با کانال های دریافت در طرف دیگر مطابقت دارند، نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد. استاندارد TIA-568 سه روش قطبیت (A، B، و C) به اضافه دو روش جهانی جدیدتر (U1 و U2) را تعریف می کند و آنها با یکدیگر ناسازگار هستند. اجزای طرحهای مختلف را در یک کانال مخلوط کنید تا اشکالات اتصال را که تشخیص واضح را نادیده میگیرند عیبیابی کنید.
این تئوری نیست من تکنسین های باتجربه را دیده ام که ساعت ها به دنبال مشکلات فانتومی هستند که معلوم شد چیزی بیش از یک کاست نوع A همراه با یک کابل تنه نوع B نبوده است. کانکتور به خوبی متصل شد، از دست دادن درج قابل قبول به نظر می رسید، اما نیمی از فیبرها به سادگی از ترافیک عبور نمی کردند. برخلاف برنامههای دوبلکس که در صورت اشتباه بودن قطبیت، میتوانید انتهای سیم وصله را بچرخانید، سیستمهای چند فیبر{3}}از شما میخواهند که آن را از مرحله طراحی به درستی دریافت کنید.

بازرسی و پاکسازی واقعیت ها
در اینجا چیزی است که در مواد بازاریابی فروشنده توجه کافی را به خود جلب نمی کند: نگهداری اتصالات MPO به تجهیزات تخصصی نیاز دارد. شما نمی توانید فقط یک محدوده استاندارد بازرسی LC/SC را بگیرید و انتظار داشته باشید که یک صفحه انتهایی 12 فیبر MPO را به درستی ارزیابی کنید. الزامات هندسی سخت تر است، تحمل آلودگی کمتر است و یک فیبر کثیف در یک آرایه 24 فیبر می تواند کل اتصال را به خطر بیندازد.
تمیز کردن نیز به همین ترتیب تفاوت ظریفی دارد. تکنیکی که برای فرول های تک فیبر-به خوبی کار می کند، در واقع می تواند آلودگی را در موقعیت های فیبر در یک رابط MPO منتقل کند. ابزارهای پاکسازی هدفمند-وجود دارند، اما هزینه و الزامات آموزشی را اضافه میکنند. این سربار عملیاتی تا حدی سادگی نصب را که اتصالات فیبر چند- وعده میدهند جبران میکند.
چالش بازرسی با تعداد فیبر بالاتر حاد می شود. بررسی 48 وجه انتهایی فیبر از طریق یک محدوده دستی فقط خسته کننده نیست-بلکه مستعد خطا است-. سیستمهای بازرسی خودکار با تجزیه و تحلیل پاس/شکست بر اساس استانداردهای IEC وجود دارد، اما آنها سرمایهگذاری قابل توجهی را نشان میدهند. عملیاتهای کوچکتر اغلب پروتکلهای بازرسی مناسب را بهطور کامل نادیده میگیرند، که بهطور اجتنابناپذیر زمانی که عملکرد کاهش مییابد، به آنها میرسد.
تمایز MTP
شایان ذکر است: همه کانکتورهای MPO یکسان ایجاد نمی شوند. نام MTP-با علامت تجاری US Conec-نشان دهنده کانکتوری است که با تلورانس های سخت تر از مشخصات اولیه IEC ساخته شده است. مواردی مانند اختلاف ارتفاع فیبر در سرتاسر صفحه فرول زمانی که سعی می کنید تماس فیزیکی را به طور همزمان بین چندین فیبر حفظ کنید بسیار اهمیت دارد. کانکتورهای عمومی MPO با رابط های MTP جفت می شوند، اما عملکرد از دست دادن درج ممکن است آسیب ببیند.
این گرادیان کیفیت باعث ایجاد پیچیدگی در تدارکات می شود. تعیین درجه اتصال مناسب برای برنامه شما مستلزم درک بودجه تلفات برای فرستنده و گیرنده و فواصل خاص شما است. یک برنامه DR4 400G با حاشیههای تلفات بسیار کم، به عملکرد کانکتور متفاوتی نسبت به پیوند SR 10G با فضای خالی نیاز دارد.

الزامات تست
پیوندهای کانکتور چند-فشار فیبر- همچنان به گواهی نیاز دارند، اما فرآیند آزمایش با روشهای دوبلکس سنتی تفاوت اساسی دارد. قبل از اینکه{3}}تستکنندههای MPO ساخته شده با رابطهای یکپارچه در دسترس قرار گیرند، تأیید این پیوندها به معنای شکستن هر جفت فیبر با استفاده از سیمهای fanout، آزمایش جداگانه، و مستندسازی نتایج در همه کانالها بود. وقت گیر بودن شروع به توصیف آن نمی کند.
تجهیزات آزمایشی مدرن مانند MultiFiber Pro می توانند همه فیبرها را به طور همزمان اسکن کنند و از دست رفتن درج در کل آرایه را گزارش کنند. افزایش بهره وری واقعی است. اما شما به آن تستر تخصصی نیاز دارید- OLTS دوبلکس موجود شما آن را برای تأیید پیوندهای نوری موازی قطع نمیکند.
هنگامی که تأیید قطبیت را در نظر بگیرید، پیچیدگی آزمایش بیشتر میشود. یک پیوند می تواند گواهی از دست دادن درج را دریافت کند در حالی که هنوز نقشه برداری موقعیت فیبر نادرست دارد که از انتقال مناسب جلوگیری می کند. پروتکل های تست باید هر دو پارامتر را ثبت کنند.
زمینه برنامه مهم است
سوال پیچیدگی در نهایت به زمینه برنامه بازمی گردد. برای یکپارچه سازی ستون فقرات دوبلکس-استفاده از ترانک های MPO برای وصله پانل ها با برش های کاست LC-سیستم واقعاً استقرار و مدیریت را در مقایسه با کابل های دوبلکس مجزا ساده می کند. قطبیت در داخل کاست کنترل میشود، تعداد فیبر معقول است و آزمایشکنندههای استاندارد دوبلکس میتوانند مسیرهای-تا-پایان را تأیید کنند.
برای برنامههای نوری موازی بومی (انواع 40G/100G/400G SR و DR)، اتصالهای چند فیبر اختیاری نیستند-بر اساس مشخصات فرستنده گیرنده لازم هستند. در این زمینه، کانکتورهای MPO پیچیدگی را آنقدر کاهش نمیدهند که برنامههایی را فعال میکنند که در غیر این صورت امکانپذیر نبودند. پیچیدگی بدون در نظر گرفتن وجود دارد. فرمت رابط آن را قابل مدیریت می کند.
جایی که سازمانها گاهی دچار مشکل میشوند، این فرض است که استقرار زیرساختهای مبتنی بر MPO{0}}بهطور خودکار به سادگی عملیاتی ترجمه میشود. بدون آموزش مناسب در مورد طرحهای قطبیت، ابزارهای بازرسی و تمیز کردن مناسب، و تجهیزات تست سازگار، رویکرد چند فیبر در واقع میتواند مشکل عیبیابی را در هنگام بروز مشکلات افزایش دهد.
ملاحظات مهاجرت
مراکز داده به ندرت Greenfield را مستقر می کنند. معمولاً، امکانات باید کابل کشی جدید{1}}تراکم بالا را با زیرساخت دوبلکس موجود ادغام کنند. کابلها و مهارهای شکست MPO{3}}به{4}}LC این شکاف را پر میکنند، اما نقاط اتصال و حالتهای خرابی احتمالی را اضافه میکنند. هر مجموعه شکست، از دست دادن اضافی درج می کند و رابط دیگری که نیاز به بازرسی و نگهداری دارد.
مسیر انتقال از 10G duplex به 40G/100G موازی و بازگشت به duplex برای اتصالات سرور، چیزی را ایجاد می کند که یک لایه ترجمه در زیرساخت فیزیکی است. معماران شبکه ماهر این انتقال ها را با دقت برنامه ریزی می کنند، اما پیچیدگی ذاتی اختلاط فرمت های رابط در سراسر یک کانال را نباید دست کم گرفت.

حکم
کانکتورهای MPO انواع خاصی از پیچیدگی را کاهش میدهند-بهویژه در مورد حجم کابل، زمان نصب و تراکم مسیر-در حالی که پیچیدگیهای متفاوتی را در مورد مدیریت قطبیت، کیفیت کانکتور و الزامات تعمیر و نگهداری تخصصی معرفی میکنند. اثر خالص به شدت به توانایی سازمانی بستگی دارد.
برای سازمانهایی که کارکنان آموزشدیده، ابزارهای مناسب و رویکرد سیستماتیک برای طراحی کابلکشی ساختاریافته دارند، سیستمهای چند{0}}فشار فیبر{1}} مزایای واقعی را ارائه میدهند که پذیرش آنها را توجیه میکند. این فناوری از روزهای اولیه کاهش مشکوک درج و نگرانی های مربوط به قابلیت اطمینان مکانیکی به طور قابل توجهی رشد کرده است.
برای سازمانهایی که انتظار دارند به سادگی کابلهای دوبلکس را با ترانکهای MPO تعویض کنند، این تجربه ممکن است ناامیدکننده باشد. زیرساخت کار خواهد کرد-در نهایت-اما سفر عیبیابی برای رسیدن به آنجا میتواند ناامیدکننده باشد.
پاسخ صادقانه: اتصال دهنده های MPO پیچیدگی را به جای حذف آن تغییر می دهند. آنها نیروی کار خاتمه میدان را با دقت کارخانه، کابل های مجزا برای ترانک های یکپارچه، و مدیریت ساده قطبیت را با روش سیستماتیک قطبیت معامله می کنند. اینکه آیا این معاوضه به نفع موقعیت خاص شماست یا خیر بستگی به عواملی دارد که توصیه عمومی نمی تواند به آنها رسیدگی کند. همانطور که گفته شد، مسیر روشن است-چگالی فیبر بیشتر و سرعت انتقال سریعتر، اتصال چند فیبر را برای اکثر برنامههای سازمانی و مراکز داده اجتنابناپذیر میکند. یادگیری کارکرد موثر با این سیستم ها دیگر اختیاری نیست.
